ترجمه "apparition" به فارسی
شبح, روح, خیال بهترین ترجمه های "apparition" به فارسی هستند.
apparition
noun
دستور زبان
An act of becoming visible; appearance; visibility. [..]
-
شبح
nounRoy's attention was caught by a lovely apparition moving into the flat across the way.
و بعد توجه روي به يه شبح دوست داشتني که داشت در آپارتمان روبرو حرکت ميکرد جلب شد.
-
روح
nounMy modern and altered version of a psychomanteum, or apparition chamber.
روانشناسی مدرن و اصلاح شده نسخه اتاق روح
-
خیال
nounHe summoned them before him in apparitional procession:
در عالم خیال همهی آنها را به ترتیب احضار کرد،
-
ترجمه های کمتر
- طیف
- پدیداری
- تخیل
- منظر
- (روان شناسی) توهم دیداری
- تصور خام
- تصویر ذهنی
- توهمات و خطاهای حسی و بصری
- صورت وهمی
- ظهور (ناگهانی)
- مرئی شدن
- هر موجود هولناکی که غفلتا پدیدار شود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apparition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "apparition"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن