ترجمه "apparently" به فارسی
ظاهرا, ازقرارمعلوم بهترین ترجمه های "apparently" به فارسی هستند.
apparently
adverb
دستور زبان
Plainly; clearly; manifestly; evidently. [..]
-
ظاهرا
adverbNor apparently at that time had he been seenby any other than the three men.
ظاهرا جز این سه تن شکارچی هیچکس دیگری او را در آن ساعات ندیده بود.
-
ازقرارمعلوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apparently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "apparently" با ترجمه به فارسی
-
ظاهر، آشکار
-
توان متناوب
-
آشکار · اشكار · اشکار · بدیهی است · به آسانی قابل درک یا رویت · صوری · ظاهری · مبرهن · معلوم · نمایان · هویدا · واضح · وانمودین · پیدا · گشاده
-
قدر ظاهری
-
رئیس تقلبی · رئیس قلابی · صاحب تقلبی · صاحب ناراستین · وارث دروغ
-
قابليت هضم حقيقي · قابليت هضم ظاهري · قابلیت هضم · هضمپذیری
-
بیکاری آشکار
-
(حقوق) وارث مسلم (که در صورت نبودن وصیت نامه از ارث سهم می برد) · ولیعهد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن