ترجمه "append" به فارسی

افزودن, پیوست کردن, برآویختن بهترین ترجمه های "append" به فارسی هستند.

append verb noun دستور زبان

(transitive) To hang or attach to, as by a string, so that the thing is suspended; as, a seal appended to a record; the inscription was appended to the column. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افزودن

    verb
  • پیوست کردن

    verb
  • برآویختن

  • ترجمه های کمتر

    • رساندن
    • افزودن بر
    • الحاق کردن
    • بر افزودن
    • ضمیمه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " append " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "append" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) آماس آپاندیس · آپاندیسیت · دم روده تبسی
  • دنباله شد · ضمیمه شد
  • جستار ضمیمه
  • (حقوق) وابسته به حقوق فرعی · آویزه · برآویخت · برافزود · جزو · حق فرعی · ضمیمه · فهرست (آخر کتاب) · پیوست
  • (پزشکی) آماس آپاندیس · آپاندیسیت · دم روده تبسی
اضافه کردن

ترجمه های "append" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه