ترجمه "appendix" به فارسی

ضمیمه, آپاندیس, پیوست بهترین ترجمه های "appendix" به فارسی هستند.

appendix noun دستور زبان

(obsolete in general sense) Something attached to something else; an attachment or accompaniment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضمیمه

    noun

    text added to the end of a book or an article

    The appendix contains essential Scriptural subjects, such as “‘Soul’ and ‘Spirit’—What Do These Terms Really Mean?”

    بعضی از موضوعات مهم ضمیمه عبارتند از: «آیا انسان دارای روحی فناناپذیر است؟»

  • آپاندیس

    vermiform appendix [..]

    He was going to remove my appendix through these tiny incisions,

    قرار بود آپاندیس منو از این سوراخهای ریز خارج کنه،

  • پیوست

    noun

    text added to the end of a book or an article

  • ترجمه های کمتر

    • آویزه
    • پيوست
    • فهرست
    • دمیزه
    • زائده
    • (کالبدشناسی) آپاندیس
    • (کتاب و نوشته) مطالب اضافی (معمولا در آخر)
    • افزود نگاشت
    • برون رست
    • دم روده
    • ضمیمه ی اعور
    • پس فهرست
    • پی نوشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " appendix " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "appendix"

عباراتی شبیه به "appendix" با ترجمه به فارسی

  • (کالبدشناسی) دم روده ی کرمی · آپاندیس · دمیزه ی کرمی · ضمیمه · پیوست
  • سرطان آپاندیس
اضافه کردن

ترجمه های "appendix" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه