ترجمه "appliance" به فارسی

اسباب, وسیله, ابزار بهترین ترجمه های "appliance" به فارسی هستند.

appliance noun دستور زبان

The act of applying; application. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسباب

    noun

    Do you want to do small appliances or toiletries?

    می خوای ترتیب وسایل کوچیکو بدی یا اسباب دست شویی ؟

  • وسیله

    noun

    but an appliance, mobile power, mobile platform

    بلکه یک وسیله به عنوان قدرت سیار، یک بستر سیار

  • ابزار

    noun

    This is an appliance of the mariners, major.

    این یکی از ابزار دریانوردهاست سرگرد.

  • ترجمه های کمتر

    • دستگاه
    • چیز
    • کارافزار
    • یارافزار
    • الت
    • اسباب برقی خانگی
    • اسباب یا ماشین (برای انجام کار بخصوصی)
    • فلان چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " appliance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "appliance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "appliance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه