ترجمه "approaching" به فارسی
اینده, تقرب، تقرب به (هواپیما به فرودگاه) کشتی به بندر، قطار و دیگر وسائط نقلیه به مقصد، سفینه فضائی به سمت هدف, نزديك شدن بهترین ترجمه های "approaching" به فارسی هستند.
approaching
adjective
noun
verb
adverb
دستور زبان
That approaches or approach. [..]
-
اینده
-
تقرب، تقرب به (هواپیما به فرودگاه) کشتی به بندر، قطار و دیگر وسائط نقلیه به مقصد، سفینه فضائی به سمت هدف
-
نزديك شدن
The act of drawing spatially closer to something.
Then came the sound of approaching hooves. "
سپس صداي نزديك شدن سم اسب ها آمد
-
نزدیک
adjectiveA black, very dusty shovel hat was approaching round the corner of the hedge.
از سر پیچ بالای شمشادها کلاه مشکی خاک گرفتهای نزدیک میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " approaching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "approaching" با ترجمه به فارسی
-
رویکرد قیمت تمام شده
-
رویکرد پیاده سازی محدود
-
تقرب · رویکرد · نزدیک شدن
-
شیوه مبتنی بر رفتار
-
رویکرد چندرشتهای
-
رویکرد و استقرار یکباره
-
رویکرد سیستم
-
رویکرد ورود مرحله ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن