ترجمه "appropriate" به فارسی

اختصاص دادن, مناسب, تخصیص دادن بهترین ترجمه های "appropriate" به فارسی هستند.

appropriate adjective verb دستور زبان

(obsolete) Set apart for a particular use or person; reserved. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختصاص دادن

    verb
  • مناسب

    adjective

    These clothes are not appropriate for a cold winter day.

    این لباس ها واسه یه روز سرد زمستانی مناسب نیست.

  • تخصیص دادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • درخور
    • شایسته
    • بجا
    • به نفع خود مصادره کردن
    • جایز
    • مربوط
    • مقتضی
    • پسندیده
    • گرفتن
    • اندوختن
    • (بدون اجازه) برداشتن
    • بالا کشیدن (اموال)
    • برای خود برداشتن
    • به جیب زدن
    • به خود اختصاص دادن
    • تصاحب کردن
    • شخصی، خاص
    • فتح کردن
    • مورد نظر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " appropriate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Appropriate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مناسب

    These clothes are not appropriate for a cold winter day.

    این لباس ها واسه یه روز سرد زمستانی مناسب نیست.

عباراتی شبیه به "appropriate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "appropriate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه