ترجمه "appropriation" به فارسی
تخصیص, تصاحب, انضمام بهترین ترجمه های "appropriation" به فارسی هستند.
appropriation
noun
دستور زبان
An act or instance of appropriating [..]
-
تخصیص
nounWith money that wasn't appropriated for that purpose.
با پولی که به اون کار تخصیص پیدا نکرده بود.
-
تصاحب
and found any quantity of plausible excuses for appropriating it.
و هزاران دلیل برای خود میتراشید که چطور آن را تصاحب کند و بم صرف خود برساند.
-
انضمام
noun
-
ترجمه های کمتر
- تملک
- اختصاص
- (پول و بودجه) تخصیص
- برداشتن (بدون اجازه یا مجوز)
- کنار گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appropriation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appropriation" با ترجمه به فارسی
-
اختصاصی
-
بطوردرخورمناسب · بطورمقتضی · بمناسبت · به اقتضا · دور و بر
-
اقتضاء · تناسب
-
اعتبار مصرف شده – تخصیص هزینه خرج شده
-
تخصیص های بودجه ای
-
کمبود اعتبار مصوب
-
فناوري واسطه · فناوری مطلوب · فناوری کمهزینه
-
تصاحب پذیر · ضبط کردنی · مصادره پذیر · گرفتنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن