ترجمه "appropriateness" به فارسی
تناسب, اقتضاء بهترین ترجمه های "appropriateness" به فارسی هستند.
appropriateness
noun
دستور زبان
the quality or condition of being appropriate [..]
-
تناسب
nounAs to persons of quality, they give security to appropriate a certain sum for each child, suitable to their condition;
اما توانگران بر عهده میگیرند که مبلغی معین برای هر بچه به تناسب موقع اجتماعی وی تخصیص دهند
-
اقتضاء
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appropriateness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appropriateness" با ترجمه به فارسی
-
(پول و بودجه) تخصیص · اختصاص · انضمام · برداشتن (بدون اجازه یا مجوز) · تخصیص · تصاحب · تملک · کنار گذاشتن
-
اختصاصی
-
بطوردرخورمناسب · بطورمقتضی · بمناسبت · به اقتضا · دور و بر
-
اعتبار مصرف شده – تخصیص هزینه خرج شده
-
تخصیص های بودجه ای
-
کمبود اعتبار مصوب
-
فناوري واسطه · فناوری مطلوب · فناوری کمهزینه
-
تصاحب پذیر · ضبط کردنی · مصادره پذیر · گرفتنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن