ترجمه "approved" به فارسی

تثبیت کرد, ثابت کرد, موافقت کرد بهترین ترجمه های "approved" به فارسی هستند.

approved adjective verb دستور زبان

Describing something that has received approval. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تثبیت کرد

  • ثابت کرد

  • موافقت کرد

    I'm amazed to hear Francis approved the engagement.

    شگفت زده شدم که شنيدم فرانسيس با اين نامزدي موافقت کرده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " approved " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "approved" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "approved" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه