ترجمه "approving" به فارسی
تصویب, ثابت کردن, ثابت کننده بهترین ترجمه های "approving" به فارسی هستند.
approving
adjective
verb
noun
دستور زبان
Expressing approbation; commending; as, an approving smile. [..]
-
تصویب
nounWow, Let your wife too approve of it.
وای ، اجازه دهید yourwife خیلی تصویب ofit.
-
ثابت کردن
verb -
ثابت کننده
-
موافقت
nounMay its approval beam in that soft eye!
باشد که برق موافقت در نگاه نرمتان بدرخشد!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " approving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "approving" با ترجمه به فارسی
-
اغماض
-
تایید اعتبار
-
هدش بيوصت یگنهرف شزومآ
-
سند تأیید شده
-
تایید بودجه
-
افراد موافق و منتقد
-
تأیید کارفرما
-
محیط مساعد، محیط سازش و توافق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن