ترجمه "arboreous" به فارسی
درختی, چوبی, رجوع شود به arboreal بهترین ترجمه های "arboreous" به فارسی هستند.
arboreous
adjective
Woody (as opposed to herbaceous). [..]
-
درختی
adjectiveThe young man stopped suddenly looked around him and perceived Caderousse sitting at table with Danglars under an arbor
چون فورا ایستاد و به اطراف خود نظر کرد کادروس را دید که با دانکلار در سایه درختی نشستهاند و شراب میخورند
-
چوبی
adjective -
رجوع شود به arboreal
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به arborescent
- پر درخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arboreous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arboreous" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) چمن · (مکانیک) · (گیاه شناسی) درخت (در مقایسه با بته) · آلاچیق (پوشیده از گیاهان بالارو) · باغ · باغ میوه · بستان · تاق بست · تاکستان · جای پوشیده از درخت · دار · دوک · سایبان · سنبه · شاه تیر · شاه میله · شجر · علفزار · قانجاق (ریخته گری) · ماسوره · محور · میل مرغک (ماشین تراش) · میله · چمن · کاژه
-
(راه) دارای درخت در دوطرف · (محوطه) محصور توسط درختان · باغستانی · دارای آلاچیق یا درختستان
-
(جانورشناسی) درخت زی · دارزی · درخت مانند · درخت نشین · درختى · درختپیمایی · درختی
-
داروش کردن · شکل درخت دادن
-
شهر ان آربر (در جنوب شرقی ایالت میشیگان - امریکا)
-
ساختار یا سازمان درخت مانند · طرح درخت مانند · طرح درختی
-
(امریکا) روز درختکاری (معمولا در بهار)
-
ساختار یا سازمان درخت مانند · طرح درخت مانند · طرح درختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن