ترجمه "arbor" به فارسی
محور, باغ, سنبه بهترین ترجمه های "arbor" به فارسی هستند.
arbor
noun
دستور زبان
A shady sitting place, usually in a park or garden, and usually surrounded by climbing shrubs or vines and other vegetation. [..]
-
محور
noun -
باغ
nounThe two old friends went and sat on a seat in the arbor.
دو دوست پیر زیر آلاچیق باغ رفتند و روی نیمکت نشستند.
-
سنبه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سایبان
- تاکستان
- میله
- دار
- شجر
- کاژه
- بستان
- علفزار
- ماسوره
- چمن
- دوک
- (مهجور) چمن
- (مکانیک)
- (گیاه شناسی) درخت (در مقایسه با بته)
- آلاچیق (پوشیده از گیاهان بالارو)
- باغ میوه
- تاق بست
- جای پوشیده از درخت
- شاه تیر
- شاه میله
- قانجاق (ریخته گری)
- میل مرغک (ماشین تراش)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arbor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "arbor"
عباراتی شبیه به "arbor" با ترجمه به فارسی
-
(راه) دارای درخت در دوطرف · (محوطه) محصور توسط درختان · باغستانی · دارای آلاچیق یا درختستان
-
درختی · رجوع شود به arboreal · رجوع شود به arborescent · پر درخت · چوبی
-
(جانورشناسی) درخت زی · دارزی · درخت مانند · درخت نشین · درختى · درختپیمایی · درختی
-
داروش کردن · شکل درخت دادن
-
شهر ان آربر (در جنوب شرقی ایالت میشیگان - امریکا)
-
ساختار یا سازمان درخت مانند · طرح درخت مانند · طرح درختی
-
(امریکا) روز درختکاری (معمولا در بهار)
-
ساختار یا سازمان درخت مانند · طرح درخت مانند · طرح درختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن