ترجمه "ardently" به فارسی
شدت, ارزومندانه, باشوق بهترین ترجمه های "ardently" به فارسی هستند.
ardently
adverb
دستور زبان
fervently [..]
-
شدت
no doubt because her love had already become less ardent.
و بیشک، بدان سبب که از همان گاه از شدت عشقش کاسته بود.
-
ارزومندانه
-
باشوق
-
ترجمه های کمتر
- باگرمی
- ازروی حمیت یاحرارت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ardently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ardently" با ترجمه به فارسی
-
آرزو
-
ابر آتشفشانی مهلک
-
نوشابه های الکلی قوی (مثل ویسکی)
-
(احساسات) سوزان · آتشین · تفسان · داغ · دوآتشه · زبانه کش · شعله ور · مشتعل · وفادار · پرتب و تاب · پروپاقرص · گرم
-
(احساسات) سوزان · آتشین · تفسان · داغ · دوآتشه · زبانه کش · شعله ور · مشتعل · وفادار · پرتب و تاب · پروپاقرص · گرم
-
(احساسات) سوزان · آتشین · تفسان · داغ · دوآتشه · زبانه کش · شعله ور · مشتعل · وفادار · پرتب و تاب · پروپاقرص · گرم
-
نوشابه های الکلی قوی (مثل ویسکی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن