ترجمه "argue" به فارسی

استدلال کردن, بحث کردن, سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی بهترین ترجمه های "argue" به فارسی هستند.

argue verb دستور زبان

(intransitive) To debate, disagree, or discuss opposing or differing viewpoints. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استدلال کردن

    verb

    The politicians argued, but could not agree on what to do.

    سیاست مداران بحث و استدلال کردند, ولی بر اینکه چیکار کنیم نتونستیم موافقت کنیم

  • بحث کردن

    verb

    Sharmila argued with Beranabus for a long time, insisting he send me back.

    شارمی لا حسابی با برانابوس بحث کرد و با اصرار از او خواست که من را برگرداند.

  • سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی

  • ترجمه های کمتر

    • جدل کردن
    • جر و بحث کردن
    • دلالت داشتن
    • دلیل آوردن
    • محاجه کردن
    • مشاجره کردن
    • مناظره کردن
    • نشان دادن
    • پیش جوابی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " argue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "argue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "argue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه