ترجمه "arguing" به فارسی
بحث و جدل, جدال, ستیزه بهترین ترجمه های "arguing" به فارسی هستند.
arguing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of argue. [..]
-
بحث و جدل
noun -
جدال
nounA wise ruler stated: “A dry crust of bread eaten in peace and quiet is better than a feast eaten where everyone argues.”
پادشاهی حکیم در این خصوص گفت: «لقمهای نانِ خشک در آرامش، بِه از خانهٔ پرضیافت که در آن جدال باشد.»
-
ستیزه
nounNo use trying to argue it away.
کوشش در به ستیزه برخاستن با آن بیحاصل است.
-
ترجمه های کمتر
- مباحثه
- منازعه
- هم ستیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arguing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arguing" با ترجمه به فارسی
-
استدلال کردن · بحث کردن · جدل کردن · جر و بحث کردن · دلالت داشتن · دلیل آوردن · سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی · محاجه کردن · مشاجره کردن · مناظره کردن · نشان دادن · پیش جوابی کردن
-
(اسطوره ی یونان) آرگوس (غولی که صد چشم داشت) · (جانورشناسی) قرقاول هندی (ازجنس Argusianus که شبیه طاووس است) · بپای چشم تیز · نگهبان هوشیار
-
آرگوس
-
تغییر دادن
-
تیز چشم · صدچشم · مراقب · هشیار · کاملا مواظب
-
آرگوس
-
بحث شده · بحث کرد · ماضی فعل بحث کردن
-
استدلال کردن · بحث کردن · جدل کردن · جر و بحث کردن · دلالت داشتن · دلیل آوردن · سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی · محاجه کردن · مشاجره کردن · مناظره کردن · نشان دادن · پیش جوابی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن