ترجمه "armory" به فارسی
اسلحهخانه, زرادخانه, تسلیحات بهترین ترجمه های "armory" به فارسی هستند.
armory
noun
دستور زبان
Heraldry [..]
-
اسلحهخانه
place where arms and ammunition are made and stored
but Shannon guessed they were more probably in the armory, a small stone pillbox set aside from the huts.
ولی شانون حدسمیزد که به احتمال قویتر در اسلحهخانه که یک مکعب آجری بود و جدا از کلبهها قرار داشت، باشد.
-
زرادخانه
Also, to take possession of the bulk of the weapons and armory of the republic
و نیز برای به دست آوردن حجم کامل زرادخانه و اسلحههای جمهوری مزبور،
-
تسلیحات
-
ترجمه های کمتر
- قورخانه
- تخشایی
- (امریکا) ساختمانی که ادارات پاسداران ملی در آن قرار دارد
- (در اصل) زره
- اسلحه خانه
- اسلحه سازی
- انبار تسلیحات
- تجهیزات زرهی
- جنگ افزارگان
- جنگ افزارگاه
- مبحث نشان های اشرافی و معانی آنها
- کارخانه ی جنگ افزار سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن