ترجمه "armour" به فارسی
زره, سلاح, جوشن بهترین ترجمه های "armour" به فارسی هستند.
armour
verb
noun
دستور زبان
(British) Alternative spelling of armor. [..]
-
زره
nounprotective layer over a body, vehicle etc. [..]
She already has her knight in shining armour, and it's not me.
اون شواليه خودش رو با زره براق پيدا کرده و اون من نيستم.
-
سلاح
nounI see a suit of armour around the world.
من کلي سلاح در اطراف دنيا ميبينم !
-
جوشن
noun -
(انگلیس و استرالیا و غیره) رجوع شود به armor
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "armour"
عباراتی شبیه به "armour" با ترجمه به فارسی
-
نفر بر زرهی
-
زره پوش
-
اسلحه دار · اسلحه ساز · اسلحهدارباشی · زره ساز · نگهبان اسلحه
-
رزم ناو مسلح
-
ماشين زره دار
-
زره کامپوزیت
-
زره واکنشی انفجاری
-
بتون آرمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن