ترجمه "artistry" به فارسی
هنرمندی, هنروری, دلاوری بهترین ترجمه های "artistry" به فارسی هستند.
artistry
noun
دستور زبان
Significant artistic skill [..]
-
هنرمندی
therefore, to him, the finest and greatest of the three, greater than learning and artistry, was love.
بنابراین در نظر او زیباترین و بزرگترین در میان این سه بزرگتر از پژوهش و هنرمندی عشق بود
-
هنروری
He had sought to equip himself with the tools of artistry.
کوشیده بود خود را به ابزارهای هنروری مجهز کند
-
دلاوری
noun
-
ترجمه های کمتر
- استعداد هنرپیشگی
- استعداد هنری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " artistry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن