ترجمه "ascription" به فارسی
اتصاف, انتساب, وابستگی بهترین ترجمه های "ascription" به فارسی هستند.
ascription
noun
دستور زبان
The act of ascribing a quality or characteristic to. [..]
-
اتصاف
noun -
انتساب
-
وابستگی
-
ترجمه های کمتر
- (متون مذهبی و نیایش) نسبت دادن محسنات و عظمت به خداوند
- اسناد
- نسبت دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ascription " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ascription" با ترجمه به فارسی
-
وابسته به اجتماع (یا سازمان و غیره) که در آن مقام و منزلت وابستگی به چیزهایی مثل نسب و سن و نژاد دارد (نه به شایستگی فردی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن