ترجمه "ash" به فارسی

خاکستر, ون, فراگزینوس بهترین ترجمه های "ash" به فارسی هستند.

ash verb noun دستور زبان

The solid remains of a fire. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکستر

    noun

    solid remains of a fire [..]

    They were smoking large cigars anddropping ashes and stubs on the carpet.

    سیگار برگهای دراز میکشیدند و خاکستر و ته سیگار را روی فرش میریختند.

  • ون

    noun
  • فراگزینوس

  • ترجمه های کمتر

    • (الفبای کهن انگلیس) این حروف : و )
    • (گیاه شناسی) درخت زبان گنجشک (جنس Fraxinus و تیره ی زیتون)
    • جنس زبانگنجشک
    • جنس ون
    • خاکستر آتشفشانی
    • خاکستر فام (رجوع شود به ashes)
    • رنگ خاکستری
    • چوب زبان گنجشک
    • گدازه ی پودر شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ash proper دستور زبان

A topographic surname for someone who lived near ash trees. [..]

+ اضافه کردن

"Ash" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ash در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ash"

عباراتی شبیه به "ash" با ترجمه به فارسی

  • (پس از سوزاندن جسد) خاکستر مرده · khåkestar · بقایای تمدن معدوم · جسد · خاکستر · خاکستر (این اسم کمتر به صورت مفرد به کار می رود) · خاکسترها · خرابه ها · لاش
  • قال
  • جوش شیرین · سودا · کربنات سدیم · کربنات سدیم تجارتی
  • خاکستر استخوان (که از سوزاندن استخوان به دست می آید و بخش عمده ی آن فسفات کلسیم است و در چینی سازی و کودسازی کاربرد دارد) (bone earth هم می گویند)
  • پوتاش پالیده · کربنات پتاسیم
  • سطل خاکروبه · سطل زباله
  • سطل خاکروبه · سطل زباله
  • شعراء
اضافه کردن

ترجمه های "ash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه