ترجمه "asinine" به فارسی
احمق, احمقانه, نابخرد بهترین ترجمه های "asinine" به فارسی هستند.
asinine
adjective
دستور زبان
Failing to exercise intelligence or judgment; ridiculously below average rationality. [..]
-
احمق
noundid you drive an aston martin alex, were being asinine
تا حالا توي استون مارتين رانندگي كردي ما احمق شديم
-
احمقانه
It's an asinine sales pitch.
يه تبليغ فروش احمقانه هست ، حقيقتا
-
نابخرد
-
ترجمه های کمتر
- نابخردانه
- الاغ مانند
- بی شعور
- وابسته به خر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asinine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asinine" با ترجمه به فارسی
-
بی شعوری · حماقت · خریت · عمل احمقانه · نابخردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن