ترجمه "aside" به فارسی

انحراف, با, فرعی بهترین ترجمه های "aside" به فارسی هستند.

aside noun adverb دستور زبان

To or on one side so as to be out of the way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انحراف

    noun
  • با

    adverb

    Aye, aye, sir aside he's my superior, he has his too, if I'm not mistaken.

    بله، بله، قربان با خود مافوق من است، اما اگر اشتباه نکنم مافوقی هم دارد،

  • فرعی

    adverb
  • ترجمه های کمتر

    • پرانتز
    • بواسطه
    • بوسیله
    • بدست
    • (در نمایش) حرف های هنرپیشه که حضار می شنوند ولی سایر بازیگران روی صحنه نمی شنوند
    • (نویسندگی) حاشیه رفتن
    • از نزدیک
    • از پهلوی
    • بحث جزئی
    • به کنار
    • به یک طرف
    • در کنار
    • در یک کنار
    • صرفنظر از
    • ضمن داستان گویی خواننده را مخاطب قرار دادن
    • مقاله ضمیمه
    • پریشان گویی
    • کنار (گذاشتن)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aside" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه