ترجمه "(aside" به فارسی

با خود گفتن طوریکه دیگری نشنود، زمزمه، زیر لبی گفتن ترجمه "(aside" به فارسی است.

(aside
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با خود گفتن طوریکه دیگری نشنود، زمزمه، زیر لبی گفتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " (aside " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "(aside" با ترجمه به فارسی

  • (در نمایش) حرف های هنرپیشه که حضار می شنوند ولی سایر بازیگران روی صحنه نمی شنوند · (نویسندگی) حاشیه رفتن · از نزدیک · از پهلوی · انحراف · با · بحث جزئی · بدست · به کنار · به یک طرف · بواسطه · بوسیله · در کنار · در یک کنار · صرفنظر از · ضمن داستان گویی خواننده را مخاطب قرار دادن · فرعی · مقاله ضمیمه · پرانتز · پریشان گویی · کنار (گذاشتن)
  • کاستن · کنار زدن
  • عزل کردن، برکنار کردن · کنار گذاشتن
  • دور انداختن
  • کنار زدن
  • اختصاص دادن · اندوختن
  • کنارگذاری زمین · کنارگذاشتن زمین
  • برنامه کنارگذاشتن زمین
اضافه کردن

ترجمه های "(aside" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه