ترجمه "asper" به فارسی

اسپر (سکه ای که سابقا در ترکیه و مصر رایج بود) ترجمه "asper" به فارسی است.

asper adjective noun دستور زبان

Rough or harsh; severe, stern, serious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسپر (سکه ای که سابقا در ترکیه و مصر رایج بود)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "asper" با ترجمه به فارسی

  • بدخلقی · بدی · ترشرویی · ترشی · تلخی و خشونت · خشونت · درشتی · دشواری · زبری · زمختی · سختی · کج خلقی
  • استربلوس آسپر
  • استربلوس آسپر
اضافه کردن

ترجمه های "asper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه