ترجمه "aspersive" به فارسی

ابروریز, توهین آمیز, توهین امیز بهترین ترجمه های "aspersive" به فارسی هستند.

aspersive adjective دستور زبان

Tending to asperse; defamatory; slanderous.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابروریز

  • توهین آمیز

  • توهین امیز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aspersive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aspersive" با ترجمه به فارسی

  • (نادر) آب مقدس افشاندن (مثلا هنگام غسل تعمید) · افترا زدن · بد نام کردن · بدنام کردن · تهمت زدن
  • (بیشتر به صورت جمع) افترا · (نادر) آب مقدس افشاندن (مثلا هنگام غسل تعمید) · افترا · بدنامی و رسوایی · بدگویی · تهمت · تهمت یا افترا · توهین · خط اتحاد · سعایت · هتاکی · هتک آبرو
اضافه کردن

ترجمه های "aspersive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه