ترجمه "asphalt" به فارسی

آسفالت, قیر, اسفالتکردن بهترین ترجمه های "asphalt" به فارسی هستند.

asphalt verb noun دستور زبان

A sticky, black and highly viscous liquid or semi-solid, composed almost entirely of bitumen, that is present in most crude petroleums and in some natural deposits. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسفالت

    asphalt concrete [..]

    You stay back or I spill your boss's brains on the asphalt.

    بريد عقب ، وگرنه مغز رئيستونو ميريزم رو آسفالت.

  • قیر

    جامد چسبناک، سیاه و بسیار گرانرو که از نقت به دست میآید

    or just one step up from asphalt.

    به عبارتی، فقط یک پله بالاتر از قیر.

  • اسفالتکردن

  • ترجمه های کمتر

    • اسفالت
    • اسفالت (مخلوط قیر و شن)
    • اسفالت کردن
    • قير خيابان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " asphalt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "asphalt"

عباراتی شبیه به "asphalt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "asphalt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه