ترجمه "asphyxiate" به فارسی
(به دلیل کمبود اکسیژن و زیادی دی اکسید- کربن در خون) دچار خفقان شدن, خفه کردن یا شدن بهترین ترجمه های "asphyxiate" به فارسی هستند.
asphyxiate
verb
دستور زبان
(transitive) To smother or suffocate someone. [..]
-
(به دلیل کمبود اکسیژن و زیادی دی اکسید- کربن در خون) دچار خفقان شدن
-
خفه کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asphyxiate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asphyxiate" با ترجمه به فارسی
-
اختناق شهوانی
-
اختناق · خفقان · خفه شدن · خفگی
-
خفقان آور · خفه کننده · عامل خفگی · ماده ی خفگی آور
-
خاموش کننده آتش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن