ترجمه "asphyxiation" به فارسی
خفگی, خفقان, اختناق بهترین ترجمه های "asphyxiation" به فارسی هستند.
asphyxiation
noun
دستور زبان
Death due to lack of oxygen. [..]
-
خفگی
nounAccording to the doctor's notes, the cause of death was asphyxiation.
طبق نوشته های دکتــر ، علت مرگ خفگی بوده.
-
خفقان
nounI got a suspicious asphyxiation in town.
من مشکوک به خفقان تو شهر هستم
-
اختناق
noun -
خفه شدن
Verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asphyxiation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asphyxiation" با ترجمه به فارسی
-
اختناق شهوانی
-
(به دلیل کمبود اکسیژن و زیادی دی اکسید- کربن در خون) دچار خفقان شدن · خفه کردن یا شدن
-
خفقان آور · خفه کننده · عامل خفگی · ماده ی خفگی آور
-
خاموش کننده آتش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن