ترجمه "aspiration" به فارسی

آرزو, آرزومندی, آرمان بهترین ترجمه های "aspiration" به فارسی هستند.

aspiration noun دستور زبان

The act of aspiring or ardently desiring; an ardent wish or desire, chiefly after what is elevated or spiritual. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرزو

    noun proper

    At one point, I aspired to be him.

    زمان شروع به کارم من آرزو داشتم بشم مثل اون.

  • آرزومندی

  • آرمان

    proper

    And the aspiration that we have at the moment —

    و آرمان مردم این است که ما در حال حاضرمیبینیم —

  • ترجمه های کمتر

    • کام
    • دلخواست
    • دمیدگی
    • ارزو
    • استنشاق
    • مکش
    • (آواشناسی) دمش
    • (پزشکی) برون مکیدن (آب یا گاز از اندام)
    • آرزو، انتظار
    • بلند همتی
    • تو کشیدن هوا
    • جاه طلبی
    • درون دم
    • دم فرو بردن
    • مراد دل
    • هدف یا چیز مورد دلخواه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aspiration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aspiration" با ترجمه به فارسی

  • آسپیراسیون ریوی
  • پاشید · پاشیده شد
  • ارزو کننده · مشتاق
  • بزل مفصل
  • (در انگلیسی) صدای حرف h (که همراه با بیرون دادن هوا ادامی شود) · (زبان شناسی و آواشناسی) دمیده · (پزشکی) برون مکیدن (آب یا گاز از درون اندام) · با دمش · با دمش ادا کردن (برخی حروف بی صدا را با بیرون دادن هوا از دهان اداکردن) · حرف بی صدای دمش دار (مانند p و t) · دمشی · مکش کردن · وات دمیده (aspirated هم می گویند)
  • آرزومند · جویا · خواهان · مشتاق · ملتمس
  • (از ته دل) آرزومند · (سخت) مشتاق · خواهان · رویاگرای · ملتمس
  • (پزشکی - دستگاهی که مایعات و گاز جمع شده در اندام بدن را بیرون می کشد) هواکش · بادکش · دستگاه مکنده · مکشگر · مکینه · هواکش
اضافه کردن

ترجمه های "aspiration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه