ترجمه "assailant" به فارسی
مهاجم, حمله کننده, حمله ور بهترین ترجمه های "assailant" به فارسی هستند.
assailant
adjective
noun
دستور زبان
Someone who attacks or assails another violently, or criminally; an attacker. [..]
-
مهاجم
nounThe verdict from the coroner's jury was death at the hands of an unknown assailant or assailants.
رای صادره از سوی هیات پزشکی قانونی حاکی از مرگ جورج ملیس توسط مهاجم ناشناس بود.
-
حمله کننده
nounI think our assailant might be a woman.
فکر ميکنم حمله کننده مون يه زن باشه
-
حمله ور
-
ترجمه های کمتر
- ضارب
- متجاوز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assailant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assailant" با ترجمه به فارسی
-
قابل حمله · هجوم پذیر
-
حمله · یورش
-
(با حرارت و اراده) به کاری پرداختن · (لفظا) مورد حمله قرار دادن · (مصممانه) دست به کار شدن · برتاختن · تاخت، تاز، تاخت و تاز · حمله کردن · مورد ضرب و شتم قرار دادن · هجوم بردن بر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن