ترجمه "assailment" به فارسی

یورش, حمله بهترین ترجمه های "assailment" به فارسی هستند.

assailment noun دستور زبان

(rare) An assault; an attack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یورش

    noun

    Now in their debate some had counselled that Minas Morgul should first be assailed, and if they might take it, it should be utterly destroyed.

    اکنون برخی پیشنهاد میکردند که ابتدا به می ناس مور گول یورش برند و در صورت تصرف، آنجـا را یکسره ویران کنند.

  • حمله

    noun

    I think our assailant might be a woman.

    فکر ميکنم حمله کننده مون يه زن باشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assailment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assailment" با ترجمه به فارسی

  • قابل حمله · هجوم پذیر
  • (با حرارت و اراده) به کاری پرداختن · (لفظا) مورد حمله قرار دادن · (مصممانه) دست به کار شدن · برتاختن · تاخت، تاز، تاخت و تاز · حمله کردن · مورد ضرب و شتم قرار دادن · هجوم بردن بر
  • حمله ور · حمله کننده · ضارب · متجاوز · مهاجم
اضافه کردن

ترجمه های "assailment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه