ترجمه "assent" به فارسی
موافقت, رضایت, رضایت دادن بهترین ترجمه های "assent" به فارسی هستند.
assent
verb
noun
دستور زبان
To agree to, give approval to. [..]
-
موافقت
She assented to it all rather by look than word.
فانی چیزی نگفت. فقط با نگاهش موافقت نشان داد.
-
رضایت
nounYou have spoken of my 'secret meddling,' and my 'interfering ignorance,' and my 'false assent.
از فضولی پنهانی و دخالت احقمانه و رضایت ساختگی من صحبت کردهای.
-
رضایت دادن
verb
-
ترجمه های کمتر
- موافقت کردن
- پذیرش
- (انگلیس) به صحه ی ملوکانه (شاه یا ملکه) رسیدن
- (در مورد پیشنهاد یا عقیده) پذیرفتن
- آرام کردن
- تن در دادن
- راضی شدن
- راه یافتن
- موافق بودن
- نزدیک شدن
- هم اندیشی
- هم عقیده بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assent" با ترجمه به فارسی
-
تحسین حضار (ریا آمیز) · موافقت (فوری و تملق آمیز)
-
سهام مورد قبول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن