ترجمه "asserted" به فارسی
ادعا کرد, اظهار کرد بهترین ترجمه های "asserted" به فارسی هستند.
asserted
adjective
verb
دستور زبان
stated, declared or alleged, especially with confidence but no proof [..]
-
ادعا کرد
Yes, you did, too, the other asserted warmly.
جیم با گرمی ادعا کرد خیلی خوب هم قر زدی.
-
اظهار کرد
Mrs. Esfandiari has won an injunction against the wind farm, asserting that it would impair her view.
خانم اسفندياري يه حکم توقف کار عليه نيروگاه گرفته اظهار کرده که اين به چشم انداز هتل اسيب ميزنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asserted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "asserted" با ترجمه به فارسی
-
ادعاکننده · اظهارکننده
-
ابراز وجود · ارج خواهی · عرض اندام
-
ادعا کننده
-
ادعا کننده
-
جرأت ورزی · جسارت
-
ادعا · ادعا نامه · اظهار قطعی · اعلام (موکد) · اعلامیه (رسمی و قطعی) · تصریح · نظریه
-
اظهاری · اعلانی
-
ادعا کننده · بی محابا · جسور · حاضرجواب · سمج · پر جرات · پر مدعا · کسی که از حق خود دفاع می کند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن