ترجمه "assertive" به فارسی
جسور, حاضرجواب, سمج بهترین ترجمه های "assertive" به فارسی هستند.
assertive
adjective
دستور زبان
boldly self-assured; aggressively confident; cocky [..]
-
جسور
and Martin almost caught his breath as he noted the eagle beak with its dilated nostrils, defiant, assertive, aggressive.
و مارتین وقتی منقار عقاب را با منخرین گشاد جسور سلطهجو و پرخاشگرش در برابر خودش دید،
-
حاضرجواب
-
سمج
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ادعا کننده
- بی محابا
- پر جرات
- پر مدعا
- کسی که از حق خود دفاع می کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assertive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assertive" با ترجمه به فارسی
-
ادعاکننده · اظهارکننده
-
ادعا کرد · اظهار کرد
-
ابراز وجود · ارج خواهی · عرض اندام
-
ادعا کننده
-
ادعا کننده
-
جرأت ورزی · جسارت
-
ادعا · ادعا نامه · اظهار قطعی · اعلام (موکد) · اعلامیه (رسمی و قطعی) · تصریح · نظریه
-
اظهاری · اعلانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن