ترجمه "assertion" به فارسی

ادعا, تصریح, نظریه بهترین ترجمه های "assertion" به فارسی هستند.

assertion noun دستور زبان

The act of asserting, or that which is asserted; positive declaration or averment; affirmation; statement asserted; position advanced. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادعا

    noun

    Yes, you did, too, the other asserted warmly.

    جیم با گرمی ادعا کرد خیلی خوب هم قر زدی.

  • تصریح

  • نظریه

    noun

    He predicted the same fate to _attraction_, whereof the present learned are such zealous asserters.

    ارسطو پیش بینی کرد که نظریه جاذبه زمین که دانشمندان کنونی از روی تعصب ادعای وجود آن را میکنند نیز دچار همان سرنوشت خواهد شد.

  • ترجمه های کمتر

    • ادعا نامه
    • اظهار قطعی
    • اعلام (موکد)
    • اعلامیه (رسمی و قطعی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assertion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assertion" با ترجمه به فارسی

  • ادعاکننده · اظهارکننده
  • ادعا کرد · اظهار کرد
  • ابراز وجود · ارج خواهی · عرض اندام
  • ادعا کننده
  • ادعا کننده
  • جرأت ورزی · جسارت
  • اظهاری · اعلانی
  • ادعا کننده · بی محابا · جسور · حاضرجواب · سمج · پر جرات · پر مدعا · کسی که از حق خود دفاع می کند
اضافه کردن

ترجمه های "assertion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه