ترجمه "assimilation" به فارسی

جذب و مادهسازی, جذب, یکسانسازی بهترین ترجمه های "assimilation" به فارسی هستند.

assimilation noun دستور زبان

The act of assimilating or the state of being assimilated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جذب و مادهسازی

  • جذب

    Every revolutionary element was rejected or promptly assimilated.

    عناصرانقلابی دور رانده میشدند، یا آن که به سرعت جذب میگشتند.

  • یکسانسازی

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

  • ترجمه های کمتر

    • تجانس
    • آنابولیسم
    • ابدال
    • تسطیح
    • درآشامش
    • فراگوهرش
    • همسانی
    • همگونی
    • گوارش
    • هضم
    • (زبان شناسی) همگون سازی
    • (زیست شناسی) تبدیل خوراک گواریده به پروتوپلاسم
    • (گیاه شناسی) جذب مواد غذایی (در اثر فتوسنتز)
    • تحلیل بری
    • تطبیق شبیه سازی همانند سازی
    • ماده سازی
    • همانند سازی
    • همسان سازی
    • یکسان سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assimilation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Assimilation

Assimilation (biology)

+ اضافه کردن

"Assimilation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Assimilation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "assimilation" با ترجمه به فارسی

  • جذب و مادهسازي نيترات
  • (زبان شناسی) همگون شدن · (نادر) تشبیه کردن · تحلیل بردن · تشبیه کردن · جذب کردن · جز وجود خود کردن · درآشامیدن · قورت دادن · مقایسه کردن · هضم کردن · همانند کردن · همسان کردن یا شدن · همگن کردن · کاملا درک کردن · گواریدن · یکسان کردن
  • یکسانسازی فرهنگی
  • جذب سطحی
  • وابسته به گوارش (یا همگون سازی) (assimilatory هم میگویند)
  • تحلیل برنده · جذب کننده · دانشور · همانند سازنده · یادگیرنده
  • جذب شدنی · قابل تحلیل دربدن · هم جنس شدنی · یکسان شدنی
  • جاذب · گیرا
اضافه کردن

ترجمه های "assimilation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه