ترجمه "associated" به فارسی
اتحاد کرد, شرکت داد, معاشرت کرد بهترین ترجمه های "associated" به فارسی هستند.
associated
verb
Simple past tense and past participle of associate. [..]
-
اتحاد کرد
-
شرکت داد
-
معاشرت کرد
He saw the need to associate with them.
او متوجه شد که معاشرت کردن با آنها برایش بسیار مفید است.
-
ترجمه های کمتر
- همنشین شد
- وابسته، مربوطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " associated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "associated" با ترجمه به فارسی
-
اتحاديه تجارت آزاد آمريكاي لاتين · ال.ا.اف.تي.ا
-
مقاطعه کاری وابسته
-
دانشیار
-
آسوشیتد پرس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن