ترجمه "astringe" به فارسی

بستن, بهم فشردن, جمع کردن بهترین ترجمه های "astringe" به فارسی هستند.

astringe verb دستور زبان

(transitive, obsolete) To constrict, to compress [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بستن

    verb
  • بهم فشردن

  • جمع کردن

    Verb verb
  • قبض کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " astringe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "astringe" با ترجمه به فارسی

  • قابضیت
  • قابض
  • بندآور · تند و خشن · جمع کننده · خشن و سوزان · داروی هم کش · سخت گیر · طاقت فرسا · قابض · مولد انقباض و مانع ترشح یا خونروش · هم کش · گس
  • بندآور · تند و خشن · جمع کننده · خشن و سوزان · داروی هم کش · سخت گیر · طاقت فرسا · قابض · مولد انقباض و مانع ترشح یا خونروش · هم کش · گس
اضافه کردن

ترجمه های "astringe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه