ترجمه "astringent" به فارسی

قابض, بندآور, گس بهترین ترجمه های "astringent" به فارسی هستند.

astringent adjective noun دستور زبان

A substance which draws tissue together, thus restricting the flow of blood. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابض

    adjective noun
  • بندآور

  • گس

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • تند و خشن
    • جمع کننده
    • خشن و سوزان
    • داروی هم کش
    • سخت گیر
    • طاقت فرسا
    • مولد انقباض و مانع ترشح یا خونروش
    • هم کش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " astringent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "astringent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "astringent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه