ترجمه "astronomer" به فارسی
ستارهشناس, اخترشناس, منجم بهترین ترجمه های "astronomer" به فارسی هستند.
One who studies astronomy, the stars or the physical universe; a scientist whose area of research is astronomy or astrophysics [..]
-
ستارهشناس
nounone who studies astronomy [..]
he was a legist with the attorneys and sidereal with the astronomers;
با دادستانان، حقوقدان، و با دانشمندان فلکی، ستارهشناس بود؛
-
اخترشناس
nounone who studies astronomy
11 We do not have to be astronomers to marvel at the night sky nor chemists to enjoy bread.
۱۱ برای پی بردن به شگفتیهای اطرافمان لازم نیست اخترشناس یا شیمیدان باشیم.
-
منجم
nounWell, to begin with, I've found you an astronomer.
خب براي شروع ، من يه منجم برات پيدا کردم
-
ترجمه های کمتر
- اخترمار
- ستاره شناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " astronomer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Astronomer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Astronomer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "astronomer" با ترجمه به فارسی
-
زیج
-
طیفسنجی نجومی
-
(نجوم) عرض نجومی
-
رصدخانه آفریقای جنوبی
-
بسیار زیاد · بسیار عظیم · متنابه (astronomic هم می گویند) · نجومی · وابسته به ستاره شناسی
-
ازروی علم هیئت · مطابق هیئت
-
نجومی · هیئتی
-
(نجوم) واحد سنجش طول بر مبنای میانگین فاصله ی زمین از خورشید (6/941 میلیون کیلومتر که نور آن را در 3/8 دقیقه می پیماید) · سنجه ی نجومی (مخفف آن : AU) · واحد نجومی · یکای کیهانی