ترجمه "astronomic" به فارسی
نجومی, هیئتی بهترین ترجمه های "astronomic" به فارسی هستند.
astronomic
adjective
دستور زبان
Pertaining to astronomy. [..]
-
نجومی
adjectiveOf, pertaining to, or connected with astronomy.
We often use the word "astronomical" when we're talking about big numbers.
خیلی وقتها از کلمه «نجومی» برای توصیف عددهای بزرگ استفاده میکنیم.
-
هیئتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " astronomic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "astronomic"
عباراتی شبیه به "astronomic" با ترجمه به فارسی
-
زیج
-
طیفسنجی نجومی
-
(نجوم) عرض نجومی
-
رصدخانه آفریقای جنوبی
-
بسیار زیاد · بسیار عظیم · متنابه (astronomic هم می گویند) · نجومی · وابسته به ستاره شناسی
-
ازروی علم هیئت · مطابق هیئت
-
اخترشناس · اخترمار · ستاره شناس · ستارهشناس · منجم
-
(نجوم) واحد سنجش طول بر مبنای میانگین فاصله ی زمین از خورشید (6/941 میلیون کیلومتر که نور آن را در 3/8 دقیقه می پیماید) · سنجه ی نجومی (مخفف آن : AU) · واحد نجومی · یکای کیهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن