ترجمه "asynchrony" به فارسی
غیرهمزمانی, ناهمزمانی, بدون هموقتی بهترین ترجمه های "asynchrony" به فارسی هستند.
asynchrony
noun
دستور زبان
The state of being asynchronous, or out of synchronization [..]
-
غیرهمزمانی
-
ناهمزمانی
ناهمزمانی
-
بدون هموقتی
-
غیر معاصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " asynchrony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن