ترجمه "at" به فارسی

در, به, بر بهترین ترجمه های "at" به فارسی هستند.

at noun adposition دستور زبان

In or very near a particular place. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    adposition noun

    in or very near a particular place

    The hotel at which we stayed was very comfortable.

    هتلی که ما در آن اقامت داشتیم،بسیار راحت بود.

  • به

    noun

    I remember meeting that man at Cambridge before.

    من ملاقات با آن مرد را در کمبریج به خاطر می آورم.

  • بر

    adposition verb noun

    When she thought of the baby at all, it was with baffled rage at the untimeliness of it.

    خشمی درمانده بر او میتاخت. بچهای بود ناخواسته و بی موقع.

  • ترجمه های کمتر

    • نزدیک
    • بنابر
    • dar
    • از
    • دم
    • زمان
    • حاضر
    • سوی
    • مشغول
    • پهلوی
    • طبق
    • سرتاسر
    • اتمی
    • (حرف اضافه ای که نشانگر مکان ثابت است)
    • (مقدار و درجه و قیمت و غیره) به نرخ
    • از فاصله ی 2
    • از قرار
    • به سوی
    • به قرار
    • به میزان 1
    • به واسطه ی
    • در حال
    • در مورد 0
    • در هنگام
    • در پاسخ
    • مخفف : (شیمی) علامت astatine
    • هسته ای
    • هوابندی شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " at " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

At noun

a highly unstable radioactive element (the heaviest of the halogen series); a decay product of uranium and thorium

+ اضافه کردن

"At" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای At در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

AT adjective noun

Initialism of [i]anti-tank[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"AT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای AT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "at"

عباراتی شبیه به "at" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "at" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه