ترجمه "athlete" به فارسی

ورزشکار, ورزشكار, پهلوان بهترین ترجمه های "athlete" به فارسی هستند.

athlete noun دستور زبان

A participant in a group of sporting activities which includes track and field, road running, cross country running and racewalking. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزشکار

    I was an athlete. My body was a machine.

    من یک ورزشکار بودم. بدنم یک ماشین بود.

  • ورزشكار

    A person trained to compete in sports.

    Did he move smoothly, like an athlete?

    آيا صاف حركت مي كرد مثل يك ورزشكار دونده ؟

  • پهلوان

    noun proper

    rendered this gloomy athlete of the pugilism of war invincible for thespace of fifteen years.

    مدت پانزده سال این پهلوان مشتزنی میدان کارزار را شکستناپذیر ساخته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • یل
    • قهرمان ورزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " athlete " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Athlete
+ اضافه کردن

"Athlete" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Athlete در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "athlete"

عباراتی شبیه به "athlete" با ترجمه به فارسی

  • کفش ورزشی
  • (مهجور) رجوع شود به mesomorphic · عضلانی · ورزشکار · ورزشکاری · ورزشی · ورزیده · پهلوانی · چابک
  • درمانگر ورزشی امدادگر ورزشی
  • شهرآورد
  • دو و میدانی · زورآوری · زورورزی · علم ورزش · ورزش · ورزشکاری · پهلوانی · یل پروری
  • (پزشکی - بزرگ شدن نابهنجار قلب که در اثر ورزش های شدید و سنگین ایجاد می شود) بزرگ قلبی
  • Taping
  • نام تیم ورزشی
اضافه کردن

ترجمه های "athlete" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه