ترجمه "atom" به فارسی
اتم, هسته, ریزه بهترین ترجمه های "atom" به فارسی هستند.
The smallest, indivisible constituent part or unit of something. [..]
-
اتم
nounchemistry, physics: smallest possible amount of matter retaining its chemical properties [..]
It looked like an atomic bomb went off almost over our heads.
مثل اين بود که يک بمب اتم تقريباً از بالاي سر ما رد شد.
-
هسته
Stars are fueled by how the nuclei in those atoms react together.
ستاره ها سوخت خود را از برهمکنش هسته اتمها بدست می آورند.
-
ریزه
nounhere there's not an atom of wind ;
اینجا یه ریزه هم باد نیست؛
-
ترجمه های کمتر
- ذره
- atom
- بنماد
- خردیز
- خس
- خرده
- حرف
- (فیزیک) اتم
- (مهجور) جز لایتجزا (که فلاسفه از آن به عنوان اصل ماده نام می برند)
- جوهر فرد
- کوچکترین ذره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " atom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A Web content and metadata syndication format based on XML that describes feeds. [..]
"Atom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Atom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "atom"
عباراتی شبیه به "atom" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک) ازهم پاشی اتمی · تلاشی اتمی
-
(فیزیک) واحد اتمی جرم (معادل یک دوازدهم جرم اتم خنثی ایزوتوپ کربن) · یکای جرم اتمی