ترجمه "atomic" به فارسی

اتمی, ذره, ریز بهترین ترجمه های "atomic" به فارسی هستند.

atomic noun adjective دستور زبان

(physics, chemistry) Of, or relating to atoms [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتمی

    adjective

    Three days later, another atomic bomb destroyed the city of Nagasaki.

    سه روز بعد، یک بمب اتمی دیگر شهر ناگازاکی را ویران کرد.

  • ذره

    adjective noun adverb

    This is the realm of atoms and subatomic particles, the fundamental building blocks of everything we can see.

    اينجا قلمرو اتم ها و ريزاتم هاست کوچکترين ذره تشکيل دهنده هرآنچه مي توانيم ببينيم

  • ریز

    adjective

    of understanding the microworld, the world of atoms and particles.

    برای درک ریز جهان، دنیای اتمها و ذرات.

  • ترجمه های کمتر

    • بنمادی
    • خردیزسان
    • خردیزه
    • بسیار ریز
    • دارای اتم های ناهمبسته
    • ذره مانند
    • هسته ای
    • وابسته به اتم
    • وابسته به جنگ افزارهای اتمی
    • وابسته به نیروی اتمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " atomic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Atomic
+ اضافه کردن

"Atomic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Atomic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "atomic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "atomic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه