ترجمه "atomical" به فارسی
ریز, ذره ای, ذره وار بهترین ترجمه های "atomical" به فارسی هستند.
atomical
adjective
دستور زبان
Archaic form of [i]atomic[/i].
-
ریز
adjective verbof understanding the microworld, the world of atoms and particles.
برای درک ریز جهان، دنیای اتمها و ذرات.
-
ذره ای
-
ذره وار
-
مربوط بجوهرفرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " atomical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "atomical" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک) اتم · (مهجور) جز لایتجزا (که فلاسفه از آن به عنوان اصل ماده نام می برند) · atom · اتم · بنماد · جوهر فرد · حرف · خرده · خردیز · خس · ذره · ریزه · هسته · کوچکترین ذره
-
(فیزیک) ازهم پاشی اتمی · تلاشی اتمی
-
(فیزیک) واحد اتمی جرم (معادل یک دوازدهم جرم اتم خنثی ایزوتوپ کربن) · یکای جرم اتمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن