ترجمه "atomize" به فارسی
پخشاندن, (آبگونه ای را به صورت ذرات ریز) افشاندن, (با سلاح اتمی)نابود کردن بهترین ترجمه های "atomize" به فارسی هستند.
atomize
verb
دستور زبان
to separate into atoms [..]
-
پخشاندن
-
(آبگونه ای را به صورت ذرات ریز) افشاندن
-
(با سلاح اتمی)نابود کردن
-
ترجمه های کمتر
- (به اجزای کوچک) بخش کردن
- (جسمی را) به اتم های خود تجزیه کردن
- اتم کردن
- تجزیه کردن
- خردیز کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " atomize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "atomize" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک) اتم · (مهجور) جز لایتجزا (که فلاسفه از آن به عنوان اصل ماده نام می برند) · atom · اتم · بنماد · جوهر فرد · حرف · خرده · خردیز · خس · ذره · ریزه · هسته · کوچکترین ذره
-
(فیزیک) ازهم پاشی اتمی · تلاشی اتمی
-
(فیزیک) واحد اتمی جرم (معادل یک دوازدهم جرم اتم خنثی ایزوتوپ کربن) · یکای جرم اتمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن