ترجمه "atonement" به فارسی

کفاره, جبران, غرامت بهترین ترجمه های "atonement" به فارسی هستند.

atonement noun دستور زبان

A repair done for the sake of a damaged relationship. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفاره

    noun

    reconciliation of God and mankind

    For this his last week in Paris tried to atone.

    اکنون او برای هفته پیش که در پا یس بود، کفاره میداد.

  • جبران

    noun

    I've spent six years trying to atone for killing your father.

    توي 6 سال گذشته داشتم سعي مي کردم که کُشتن پدرت رو جبران کنم.

  • غرامت

  • ترجمه های کمتر

    • دیه
    • توافق
    • (مهجور) آشتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " atonement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Atonement

Atonement (film)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفاره

    کفاره (فیلم)

    And what did the high priests do on the Day of Atonement?

    و کاهنان اعظم در روز کفاره چکار می کند ؟

عباراتی شبیه به "atonement" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) موافق بودن · آشتی دادن · اصلاح شدن · ایستادن · توافق داشتن · توبه کردن · جبران کردن · خریدن · متوافق کردن · پشیمان شدن · کفاره دادن
  • عدم اتکا
  • (موسیقی) فاقد آهنگ اصلی یا کلید · فاقد آهنگ - مایه · ناموزون
  • کفاره دادن
  • (زبان شناسی) هجا یا واژه ی غیر موکد · ضعیف
  • (در تصنیف موسیقی) نداشتن تونالیته (آهنگ - مایه)
  • رجوع شود به Yom Kippur
اضافه کردن

ترجمه های "atonement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه